سلام دوستای گلم دیروز خیلی خوف بود چون صبحش کارناممو گرفتم داشتم از ترس

میمردم با مامانم نرفتم بعد مامانم با تفلن بهم گفت وقتی معدلمو فهمیدم خیلی

خوشال شدمولی بعدش یه کوچولو ناراحن شدم چون شدم 19.92 بخاطر

8 صدم 20 نشدم ظهر بابام اومد کارناممو بهش دادم یکم نگاه کرد بعدم دوتا

بوس ابدار کردم ماچ شب با دوستم ساجده جون ملقب به (سنجد) مثل دوتا دختر خانم

 گل رفتیم مسجد صف اخر نشستیم نماز هنوز شروع نشده بود با ساجده اینقده

حرفیدیم و خندیدیم که هر لحظه یکی بهمون نیگا میکرد خلاصه مثل دوتا اراذل

برگشتیم خونه نیشخند دعاکنین امشب میریم از مسجد پرتمون نکنن بیرون خجالت نمیدونم این

اپو واسه چی کردم حوصلم سریده بود خمیازه غیر از مهتاب جونم که کسی نظر نمیزاره

واقعا کهکلافهبدرود تا درودی دیگربای بای



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱ | ٤:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فآطمه مسی✘ | نظرات ()